آینده هوشمند

قدرت ملی چین و هوش مصنوعی

خانه > پرونده‌های ویژه > آینده هوشمند > قدرت ملی چین و هوش مصنوعی
چین توانمندی جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات و منابع آزاد و در دسترس عموم را دارد و آن را بر پیشرفت‌های علم و فناوری خارجی (که هوش مصنوعی فقط بخشی از آن است) متمرکز کرده است.

دکتر ویلیام هاناس، استاد دانشگاه جرج‌تاون، تحلیل‌گر ارشد مرکز امنیت و فناوری‌های نوظهور (CSET) و ویراستار کتاب «قدرت چین و هوش مصنوعی: چشم‌اندازها و چالش‌ها» (انتشارات روتلج، ۲۰۲۳) در گفتگو با thediplomat به بحث چین و توسعه هوش مصنوعی این کشور پرداخته است.

لطفا درباره ارتباط بین قدرت چین و هوش مصنوعی توضیح دهید.

هاناس: هوش مصنوعی یکی از چند فناوری تعیین شده برای پشتیبانی ویژه در چین است و بر اساس برخی از منابع و گزارشات، اولویت نخست را دارد. توجه پکن به توسعه هوش مصنوعی در برنامه‌های ملی که از سال ۲۰۱۵ آغاز شد، قرار گرفتنش در صدر «صنایع مرزی» (frontier industries) در چهاردهمین برنامه پنج ساله چین (۲۰۲۵- ۲۰۲۱)، و هدف‌گذاری جاه‌طلبانه «تبدیل چین به رهبر جهان در عرصه هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰» منعکس شده است.

با در نظر گرفتن حجم و کیفیت تحقیقات درباره هوش مصنوعی در چین، میزان سرمایه‌گذاری دولتی و خصوصی، ورود هوش مصنوعی به تمام سطوح آموزش، پشتیبانی‌های ارائه شده از سوی چینی‌های مقیم کشورهای دیگر و اشتیاق چین برای کاوش در مسیرهای دیگر رسیدن به هوش مصنوعی پیشرفته (مسیرهایی غیر از مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) که بخش اعظم فعالیت‌های این حوزه در سطح جهان را به خود اختصاص داده‌اند، این هدف دور از دسترس هم نیست.

چرا پکن برای به دست آوردن اطلاعات و جذب نخبگان خارجی در حوزه هوش مصنوعی تلاش میکند، و برنامههایش برای این کار چیست؟

هاناس: سابقه چین در نگاه به خارج کشور برای الهام گرفتن در حوزه علم و فناوری کاملا معلوم و از سوی مسئولان این کشور هم تایید شده است و نیازی به توضیح بیشتر ندارد. ما بر اساس شناخت‌مان از روش‌هایی که چین برای اکتساب علم و فناوری به کار می‌گیرد، به دنبال نمونه‌های این  نوع فعالیت‌ها در حوزه هوش مصنوعی گشتیم؛ و متوجه شدیم تک‌تک روش‌هایی که قبلا شناسایی شده بودند برای توسعه هوش مصنوعی چین هم به خدمت گرفته شده‌اند. اداره امور کارشناسان خارجی، وزارت آموزش و وزارت‌خانه‌های فنی و تخصصی فعالیت‌شان را در این زمینه افزایش داده‌اند. تمام برنامه‌های اصلی «استعدادهای برتر» مشغول استخدام متخصصان هوش مصنوعی هستند. بیشتر انجمن‌های تخصصی مرتبط با چین در خارج کشور نشان داده‌اند که تمایل به همکاری دارند، و همتایان آنها در چین یعنی «مراکز انتقال» فناوری هم اولویت‌های خود را اصلاح کرده‌اند.

از سوی دیگر شرکت‌های فناوری آمریکایی، که بسیاری از آنها در خاک چین هم فعالیت دارند، و نیز دانشگاه‌های خارجی دسترسی چین به تخصص بین‌المللی در حوزه هوش مصنوعی را تسهیل نموده‌اند که به‌عنوان نمونه می‌توان به اتحادیه‌های جهانی هوش مصنوعی، برنامه‌های  مشارکت بین مدارس، پژوهش‌های مشترک و البته دانشجویان خارج از کشور اشاره کرد. اما با همه اینها، تحقیقات و تلاش‌های داخلی چین را هم نباید دست کم گرفت. این دو رویکرد مکمل یکدیگر هستند.

چه رابطهای بین پیشرفتهای هوش مصنوعی و تحقیق و توسعه در زمینه علوم اعصاب در چین وجود دارد؟

هاناس: تحقیقات مرتبط با مغز و هوش مصنوعی اشتراکاتی ذاتی دارند. هدف تحقیقات هوش مصنوعی از ابتدای امر (دهه ۱۹۵۰) شبیه‌سازی کارکردهای شناختی انسان بوده است. پس حتی اگر نقش مستقیم علوم اعصاب را نادیده بگیریم (هواپیماها چقدر به پرندگان شباهت دارند)، هوش مصنوعی هنوز از خروجی‌های مغز انسان – یادگیری، بینایی، برنامه‌ریزی و غیره – تقلید می‌کند.

تفاوت اصلی این است که هوش مصنوعی غربی این پیوندها را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد ولی هوش مصنوعی چینی از آنها استقبال می‌کند. حتی تا سال ۲۰۱۵ «هوش مصنوعی» در بیانیه‌های دولتی تنها به‌عنوان کاتالیزوری برای علوم اعصاب معرفی می‌شد. طرح‌های بعدی هم بیشتر و بیشتر بر این ارتباط تاکید داشتند و بودجه‌های مجزایی برای تحقیقات هوش مصنوعی الهام گرفته از مغز (类脑) در آنها منظور گردید. تاکید بر «BI-AI» در چین مشهود است و افزایش تعداد مقالات مرتبط، فعالیت مراکز پژوهشی اختصاصی (که طبق آخرین اطلاعات تعدادشان به ۳۱ رسیده است) و نظرسنجی ما که درآن ۸۴ درصد از متخصصان هوش مصنوعی چین احتمال موفقیت BI-AI را بیشتر می‌دانستند، این مساله را تایید می‌کند.

چین هم مثل سایر کشورها با قدرت پیگیر تحقیقات LLM است، اما خود را به آن محدود نکرده و زیرکانه سعی دارد گزینه‌هایش را افزایش دهد.

اهداف اصلی تحقیقات هوش مصنوعی- علوم اعصاب در چین کدام است؟

هاناس: هدف محوری و فراگیری که در برنامه سال ۲۰۱۷ چین و نیز در صحبت‌های دانشمندان برجسته این کشور بیان شده، «ادغام» هوش مصنوعی و هوش انسانی است که می‌توان آن را در معنای استعاری به‌عنوان وابستگی متقابل بیشتر بین هوش مصنوعی و هوش انسانی، و در معنای واقعی کلمه به‌عنوان از میان رفتن هر گونه تمایز معنی‌دار بین این دو شکل از شناخت تعبیر کرد. دانشمندان چینی برخلاف همتایان غربی‌شان نگرانی زیادی در مورد آینده تحت سلطه «هوش جامع مصنوعی» (AGI) ندارند.

ارتباط بین هوش مصنوعی و تحقیقات علوم اعصاب سه حوزه را در بر می‌گیرد. از یک طرف BI-AI را داریم که هدف آن تقلید از کارکردهای شناختی انسان از طریق شبیه‌سازی مغز است. از طرف دیگر در «کانکتومیکس» حالت عکس را داریم، یعنی هوش مصنوعی مدل‌سازی مغز را با الگوریتم‌های فیلتر کننده نویز یا با برون‌یابی از مسیرهای عصبی قابل مشاهده به مسیرهای عصبی غیر قابل مشاهده تسهیل می‌کند. و بالاخره واسط‌های مغز و رایانه (BCI) را داریم که چین سرمایه‌گذاری زیادی در این حوزه انجام داده است و هوش مصنوعی نقش مهمی در آن دارد. محققان هوش مصنوعی چینی هم با این طبقه‌بندی موافق هستند.

ما در مطالعه‌مان هزاران داده مربوط به تحقیقات، شخصیت‌ها و زیرساخت‌های هوش مصنوعی- علوم اعصاب چین را یافتیم. شخص شی جین پینگ علنا پیگیری کانکتومیکس را تشویق کرده است! آیا می‌توانید تصور کنید که یک رئیس جمهور غربی چنین کاری انجام دهد؟

نظر شما درباره روشهای موثر ارزیابی ریسکهای ناشی از هوش مصنوعی چین و پایش پیشرفت‌های آن چیست؟

هاناس: ریسک‌های ناشی از توسعه هوش مصنوعی در چین زیرمجموعه‌ای از ریسک‌های عمومی ناشی از هوش مصنوعی هستند و به نحوه استفاده چین از این فناوری تحول‌آفرین بستگی دارند.

هیچ اتفاق نظری درباره مساله اول وجود ندارد و پیش‌بینی‌ها، از بهشت روی زمین تا انقراض بشر را شامل می‌شود. نگرانی‌های اصلی ما عبارتند از کاربرد نظامی، افزایش تاثیرگذاری و کنترل سیاسی، کاهش مزیت رقابتی رقبا (یعنی ما) در اثر ارتقای بازده تولید چین، تسلط بر استانداردهای هوش مصنوعی، همسویی با ارزش‌های حزب کمونیست چین، و با نگاهی بدبینانه، نقض کامل حریم خصوصی و کنترل ذهن با استفاده از BCI و «رایانش احساسی».

ما در این مورد که چطور می‌توان این ریسک‌ها را به صورت کمّی ارزیابی کرد مطمئن نیستیم. اما درباره چگونگی پایش و نظارت بر هوش مصنوعی چین ایده‌هایی داریم که از سوابق ده‌ها ساله عملیات‌های خود چینی‌ها در عرصه جاسوسی علمی و فناورانه برگرفته شده است.

خلاصه این که چین توانمندی جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات و منابع آزاد و در دسترس عموم را دارد و آن را بر پیشرفت‌های علم و فناوری خارجی (که هوش مصنوعی فقط بخشی از آن است) متمرکز نموده است؛ و البته ما فاقد این توانمندی هستیم. ما از ظرفیت محدودی که داریم برای به دست آوردن اطلاعات محرمانه استفاده می‌کنیم، که از قضا کم‌فایده‌ترین راه برای زیر نظر گرفتن پیشرفت‌های علمی کشورهای دیگر است، چون جواهرات آنها «مقابل چشم همگان پنهان شده‌اند».

منبع: thediplomat

تایم‌لاین تحلیلی

تایم‌لاین آینده هوشمند چین

مسیر تحول دیجیتال، هوش مصنوعی، شهرهای نسل جدید و جامعه خودکار چین تا ۲۰۵۰

مرور افقی رویدادها
مراحل تحول:
زیرساخت‌های کلیدی خودکارسازی و فراگیری AI اقتصاد خودکار شهرهای نسل جدید جامعه انسان–ماشین چین هوشمند کامل (چشم‌انداز)
پایه‌گذاری زیرساخت‌های کلیدی ۲۰۲۰ – ۲۰۲۵

پایه‌گذاری شبکه 5G، IoT شهری و مغز شهری

پوشش سراسری شبکه 5G و آزمایش نسل ششم (6G)؛ یکپارچه‌سازی اینترنت اشیاء شهری (IoT) در کلان‌شهرهای شنجن و هانگژو؛ و هدایت امداد و حمل‌ونقل با مغز شهری (City Brain).

۲۰۲۰ – ۲۰۲۵
خودکارسازی و فراگیری هوش مصنوعی ۲۰۲۵ – ۲۰۳۰

تجاری‌سازی تاکسی‌های خودران و اقتصاد کم‌ارتفاع

عملیاتی شدن کامل تاکسی‌های بدون راننده (Robotaxis) و کامیون‌های خودران؛ رونق اقتصاد کم‌ارتفاع (Low-Sky Economy) با پهپادهای باربری و تاکسی‌های هوایی؛ اتوماسیون صنعتی روباتیک برای جبران پیری جمعیت.

۲۰۲۵ – ۲۰۳۰
اقتصاد خودکار ۲۰۳۰ – ۲۰۳۵

کارخانه‌های تاریک (بدون انسان) و ربات‌های خدماتی

فراگیر شدن کارخانه‌های کاملاً خودکار و بدون نیروی انسانی (Dark Factories)، حضور گسترده ربات‌های خدماتی در منازل و مراقبت سالمندی، کشاورزی هوشمند ماهواره‌ای و شبکه انرژی هوشمند.

۲۰۳۰ – ۲۰۳۵
شهرهای هوشمند نسل جدید ۲۰۳۵

اداره کلان‌شهرها با الگوریتم‌های هوش مصنوعی

مدیریت و اداره جامع شهرها بر اساس سیستم‌های تصمیم‌گیری بلادرنگ AI: بهینه‌سازی خودکار مصرف انرژی، کنترل هوشمند ترافیک، ارتقای امنیت شهری و ارائه لحظه‌ای خدمات عمومی.

۲۰۳۵
جامعه انسان–ماشین ۲۰۴۰

همکاری انسان و ماشین و دستیاران هوشمند شخصی

تعامل یکپارچه انسان با ربات‌های پیشرفته شناختی، فراگیری دستیارهای هوش مصنوعی شخصی، پزشکی پیش‌بینانه مبتنی بر داده‌های ژنتیکی و آموزش کاملاً فردی‌سازی‌شده.

۲۰۴۰
چین هوشمند کامل (چشم‌انداز) ۲۰۵۰

اقتصاد مبتنی بر نوآوری و رهبری فناوری جهان

دستیابی به اقتصاد تمام‌نوآور، تثبیت جایگاه رهبری فناوری جهان، شهرهای بسیار خودکار و زیست‌پذیر، و پیوند ساختاری و ناگسستنی هوش مصنوعی با زندگی روزمره شهروندان.

۲۰۵۰
برای مشاهده ادامه رویدادها به چپ بکشید

محورهای ۵گانه و سناریوهای تحقق آینده هوشمند

  • ۱. هوش مصنوعی و رباتیک: توسعه مدل‌های بزرگ زبانی ملی و استقرار گسترده ربات‌های انسان‌نما در خطوط تولید و خدمات.
  • ۲. خودروهای هوشمند و زیرساخت شهری: جاده‌ها و شهرهای سازگار با حمل‌ونقل خودکار و شبکه توزیع هوشمند آب و برق.
  • ۳. فناوری فضایی و کوانتومی: ماهواره‌های نسل جدید و محاسبات کوانتومی برای ارتباطات امن و رمزنگاری پیشرفته.
  • سناریوی محتمل: تا ۲۰۳۰ قطب اصلی AI جهان؛ ۲۰۳۰–۲۰۴۰ گذار به جامعه هوشمند فراگیر؛ تا ۲۰۵۰ تعریف استانداردهای بین‌المللی فناوری.

دیدگاه‌ها و نظرات تحلیلی 0

دیدگاه‌های شما پس از بررسی تیم اندیشکده چین‌نگار منتشر خواهد شد.

برای ارسال دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید

جهت حفظ کیفیت گفتگوهای تحلیلی و تخصصی، ارسال دیدگاه منحصراً برای اعضای محترم اندیشکده چین‌نگار امکان‌پذیر است. ورود سریع و بی‌درنگ با شماره همراه فراهم است.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

شما نخستین فردی باشید که دیدگاه یا تحلیل خود را درباره این مطلب بیان می‌کند.

پیمایش به بالا