پرونده ویژه

راز جهش انرژی سبز چین؛ وقتی سیاست‌گذاری به موتور تحول تبدیل شد

خانه > پرونده ویژه > راز جهش انرژی سبز چین؛ وقتی سیاست‌گذاری به موتور تحول تبدیل شد

چین طی دو دهه گذشته یکی از بزرگ‌ترین تحولات تاریخ انرژی جهان را رقم زده است. کشوری که در ابتدای دهه ۲۰۰۰ با کمبود شدید برق و خاموشی‌های گسترده روبه‌رو بود، امروز به بزرگ‌ترین تولیدکننده و توسعه‌دهنده انرژی‌های تجدیدپذیر جهان تبدیل شده است. این تحول بیش از آنکه نتیجه یک روند طبیعی بازار باشد، حاصل مجموعه‌ای از سیاست‌گذاری‌های بلندمدت و اراده سیاسی برای توسعه انرژی پاک بود.

در سال ۲۰۰۶، زمانی که قانون انرژی‌های تجدیدپذیر چین اجرایی شد، صنعت انرژی پاک این کشور هنوز بسیار کوچک بود. اما تا سال ۲۰۲۵، تولید برق تجدیدپذیر چین به حدود ۴ تریلیون کیلووات ساعت رسید؛ رقمی بیشتر از مجموع مصرف برق ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا. در همین زمان، بیش از ۶۰ درصد ظرفیت نصب‌شده تولید برق چین از منابع تجدیدپذیر تشکیل می‌شد.

آغاز اصلاحات از دل بحران انرژی

ریشه این تحول را باید در رشد سریع اقتصاد چین پس از آغاز سیاست اصلاحات و درهای باز در سال ۱۹۷۸ جست‌وجو کرد. رشد صنعتی و افزایش تقاضای برق باعث شد در دهه‌های بعد، کمبود انرژی به یکی از مشکلات مهم اقتصاد چین تبدیل شود و خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده در بسیاری از مناطق کشور گسترش یابد.

هم‌زمان، موضوع تغییرات اقلیمی نیز در سطح بین‌المللی اهمیت بیشتری پیدا کرده بود. چین اگرچه در آن زمان سرانه انتشار بسیار پایین‌تری نسبت به کشورهای توسعه‌یافته داشت، اما رشد سریع مصرف انرژی باعث شده بود مسئله انتشار گازهای گلخانه‌ای برای این کشور نیز اهمیت بیشتری پیدا کند.

در چنین شرایطی، پکن توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر را نه‌تنها راهی برای کاهش انتشار کربن، بلکه ابزاری برای حل مشکل امنیت انرژی و ایجاد یک صنعت جدید می‌دانست.

قانون انرژی‌های تجدیدپذیر؛ نقطه شروع

کنگره ملی خلق چین در سال ۲۰۰۳ تدوین قانون انرژی‌های تجدیدپذیر را در اولویت قرار داد و این قانون سرانجام در سال ۲۰۰۵ تصویب و در سال ۲۰۰۶ اجرایی شد.

این قانون انرژی‌های تجدیدپذیر را در زمره حوزه‌های اولویت‌دار قرار داد و برای توسعه آن چارچوب حقوقی و سیاستی مشخصی ایجاد کرد. از جمله مهم‌ترین ابزارهای آن می‌توان به خرید تضمینی برق، قیمت‌گذاری ترجیحی و ایجاد صندوق‌های حمایتی اشاره کرد.

تجربه‌های بین‌المللی نیز در تدوین این سیاست‌ها نقش داشتند. همکاری چین با نهادهایی مانند بانک جهانی و برنامه توسعه سازمان ملل و همچنین مطالعات انجام‌شده در کشورهای اروپایی به سیاست‌گذاران چینی کمک کرد مدل‌های مختلف حمایت از انرژی پاک را بررسی و متناسب با شرایط داخلی چین طراحی کنند.

یارانه‌ها چگونه بازار انرژی پاک را ساختند؟

یکی از مهم‌ترین ابزارهای چین، نظام تعرفه خرید تضمینی برق بود. بر اساس این سازوکار، شرکت‌های شبکه برق موظف بودند برق تولیدشده از منابع تجدیدپذیر را با قیمت‌هایی که دولت تعیین می‌کرد خریداری کنند.

این قیمت‌ها در بسیاری از موارد بالاتر از نرخ متعارف بازار بود و اختلاف آن نیز از طریق عوارض اندکی که بر قبوض برق اعمال می‌شد، تأمین می‌شد.

این سیاست به سرمایه‌گذاران اطمینان داد که بازار مشخصی برای برق تولیدشده از انرژی‌های تجدیدپذیر وجود دارد. در نتیجه، سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های بادی و خورشیدی افزایش یافت و ظرفیت تولید به سرعت رشد کرد.

نتیجه این سیاست چشمگیر بود. طی نخستین دهه اجرای قانون، ظرفیت برق بادی چین حدود ۱۲۰ برابر شد و از ۱.۲۶ میلیون کیلووات به حدود ۱۵۰ میلیون کیلووات رسید. هم‌زمان، هزینه تولید تجهیزات خورشیدی نیز به‌شدت کاهش یافت و قیمت ماژول‌های خورشیدی به حدود یک‌دهم سطح اولیه رسید.

از حمایت دولتی تا رقابت اقتصادی

هدف سیاست‌های اولیه چین فقط افزایش ظرفیت تولید نبود؛ بلکه ایجاد یک صنعت رقابتی و کاهش تدریجی هزینه فناوری نیز اهمیت داشت.

پس از چندین مرحله اصلاح یارانه‌ها، پروژه‌های جدید انرژی بادی خشکی و خورشیدی در چین از سال ۲۰۲۱ به «برابری شبکه» رسیدند. به این معنا که هزینه برق تولیدشده از این منابع با برق نیروگاه‌های زغال‌سنگی محلی قابل مقایسه شد و وابستگی آنها به حمایت‌های مستقیم کاهش یافت.

این روند نشان داد که حمایت دولتی می‌تواند در مرحله نخست برای ایجاد بازار ضروری باشد، اما در صورت طراحی درست، می‌تواند به کاهش هزینه فناوری و رسیدن صنعت به مرحله رقابت اقتصادی نیز منجر شود.

اصلاح سیاست‌ها در مواجهه با مشکلات

رشد سریع انرژی‌های تجدیدپذیر البته بدون مشکل نبود. افزایش ظرفیت نیروگاه‌های بادی و خورشیدی در برخی مناطق باعث شد شبکه برق نتواند تمام برق تولیدشده را جذب کند و بخشی از انرژی تولیدی هدر برود.

مقامات چین در واکنش به این مشکل، سیاست‌های حمایتی را تغییر دادند. در سال ۲۰۱۹، سازوکار خرید تضمینی کامل با نظام استاندارد سبد انرژی تجدیدپذیر جایگزین شد و برای استان‌ها اهداف الزام‌آوری در زمینه مصرف انرژی پاک تعیین شد.

چین همچنین در سال ۲۰۱۷ نظام گواهی برق سبز را راه‌اندازی کرد تا امکان ردیابی و تأیید مصرف برق پاک توسط شرکت‌ها فراهم شود.

این تغییرات نشان می‌دهد سیاست انرژی چین ثابت و بدون انعطاف نبوده است؛ بلکه دولت در هر مرحله، ابزارهای خود را متناسب با مشکلات جدید اصلاح کرده است.

مرحله بعدی؛ ذخیره‌سازی و انعطاف شبکه

با افزایش سهم انرژی‌های تجدیدپذیر، مسئله بعدی دیگر صرفاً تولید برق نیست، بلکه نحوه مدیریت نوسان تولید و مصرف است.

انرژی خورشیدی و بادی به شرایط آب‌وهوا وابسته‌اند و بنابراین شبکه برق به ظرفیت ذخیره‌سازی، مدیریت تقاضا و قیمت‌گذاری انعطاف‌پذیر نیاز دارد.

چین برای عبور از این مرحله باید سرمایه‌گذاری در ذخیره‌سازی انرژی، مدیریت هوشمند تقاضا و شبکه‌های انعطاف‌پذیر را افزایش دهد. در این میان، جایگاه زغال‌سنگ نیز در حال تغییر است؛ به‌گونه‌ای که نیروگاه‌های زغال‌سنگی می‌توانند به‌جای تأمین دائمی برق، بیشتر برای پاسخ‌گویی به دوره‌های اوج تقاضا مورد استفاده قرار گیرند.

انرژی پاک به یک مزیت اقتصادی تبدیل شد

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های تجربه چین این است که انرژی پاک را از یک هزینه زیست‌محیطی به یک فرصت صنعتی تبدیل کرد.

حمایت دولت از انرژی‌های تجدیدپذیر باعث شد زنجیره‌ای گسترده از تولید تجهیزات، سرمایه‌گذاری، تحقیق و توسعه و صادرات شکل بگیرد. چین امروز در بسیاری از بخش‌های زنجیره انرژی پاک، از تجهیزات خورشیدی و بادی گرفته تا باتری و خودروهای برقی، جایگاه بسیار قدرتمندی دارد.

کاهش هزینه فناوری‌های پاک در چین تنها اقتصاد این کشور را متحول نکرده است؛ بلکه هزینه گذار انرژی در سایر کشورها را نیز کاهش داده است. ارزان‌تر شدن تجهیزات خورشیدی، باتری‌ها و سایر فناوری‌های پاک، امکان استفاده از آنها را برای کشورهای در حال توسعه نیز افزایش داده است.

کاهش آسیب‌پذیری در برابر شوک‌های انرژی

توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر برای چین یک مزیت امنیت انرژی نیز ایجاد کرده است. وابستگی کمتر به واردات سوخت‌های فسیلی به این کشور کمک می‌کند در برابر نوسان قیمت جهانی نفت و گاز آسیب‌پذیری کمتری داشته باشد.

این موضوع برای اقتصادی مانند چین اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا هرگونه افزایش شدید قیمت انرژی یا اختلال در مسیرهای تأمین می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای صنایع و مصرف‌کنندگان ایجاد کند.

بنابراین، انرژی پاک برای پکن فقط مسئله محیط‌زیست نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد امنیت انرژی، توسعه صنعتی و افزایش تاب‌آوری اقتصادی نیز محسوب می‌شود.

درس چین برای جهان

تجربه چین نشان می‌دهد که گذار انرژی لزوماً نباید به‌عنوان هزینه‌ای سنگین برای اقتصاد دیده شود. سیاست‌گذاری هدفمند می‌تواند در ابتدا با ایجاد تقاضا و حمایت از سرمایه‌گذاری، یک صنعت نوظهور را شکل دهد و سپس با افزایش مقیاس تولید و کاهش هزینه‌ها، آن صنعت را به یک بخش رقابتی اقتصاد تبدیل کند.

چین با ترکیب قانون‌گذاری، حمایت مالی، خرید تضمینی، سرمایه‌گذاری صنعتی و اصلاح مستمر سیاست‌ها توانست انرژی‌های تجدیدپذیر را از یک صنعت کوچک به یکی از ستون‌های اصلی نظام انرژی خود تبدیل کند.

البته مدل چین را نمی‌توان بدون تغییر در همه کشورها اجرا کرد؛ زیرا شرایط اقتصادی، ساختار بازار انرژی و ظرفیت‌های مالی کشورها متفاوت است. اما یک درس مهم آن قابل تعمیم است: اراده سیاسی و سیاست‌گذاری بلندمدت می‌تواند سرعت تحول فناوری و اقتصادی را به شکل چشمگیری افزایش دهد.

در نهایت، جهش انرژی سبز چین فقط داستان توسعه نیروگاه‌های خورشیدی و بادی نیست؛ بلکه نمونه‌ای از تبدیل یک بحران داخلی به فرصت صنعتی است. چین ابتدا برای حل مشکل کمبود انرژی و کاهش آسیب‌پذیری اقتصادی به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر رفت، اما در ادامه توانست از این سیاست، یک مزیت صنعتی و صادراتی جهانی بسازد.

به همین دلیل، تجربه چین اکنون برای سایر کشورها اهمیت دوچندانی دارد: گذار انرژی زمانی می‌تواند سریع و پایدار باشد که سیاست اقلیمی، امنیت انرژی و توسعه صنعتی در یک راهبرد واحد به هم متصل شوند.

منبع: chinadaily

پیمایش به بالا