نگاهی به ابعاد تقویت توان دریایی چین

10 دقیقه مطالعه
رشد سریع توان نظامی چین سبب شده نیروی دریایی ارتش آزادی‌بخش خلق (PLAN) بسیار زودتر از آنچه گاه تصور می‌شود در چند شاخص اصلی قدرت دریایی از نیروی دریایی ایالات متحده پیشی بگیرد.

اگر چین به همین سرعت ناوگان خود را گسترش دهد و آمریکا نیز صنعت کشتی‌سازی خود را بازسازی نکند، احتمال پیروزی چین در جنگ بین‌دولتی به‌ویژه جنگی طولانی میان قدرت‌های بزرگ به‌طور فزاینده‌ای بالا خواهد رفت. نتیجه، چینی خواهد بود که با اعتمادبه‌نفس بیشتر قدرت خود را به بیرون از مرزها می‌تاباند، همسایگان ضعیف‌تر را تهدید می‌کند و تلاش‌های بازدارنده ایالات متحده را نادیده می‌گیرد.

به گزارش csis، افول برتری دریایی آمریکا به‌سادگی قابل بازگشت نیست. این روند طی دهه‌ها شکل گرفته و بر پایه عوامل اقتصادی و صنعتی کندبنیاد قرار دارد. بااین‌حال آمریکا همچنان می‌تواند از طریق سرمایه‌گذاری بر شناورهای سطحی کوچک‌تر مانند کوروت‌ها و فریگیت‌ها و سامانه‌های بدون‌سرنشین دریایی ــ همراه با پلتفرم‌های جایگزین همچون هواگردها یا پرتابگرهای زمینی موشک ــ و همچنین تعمیق همکاری با کشورهای منطقه پاسیفیک مانند ژاپن و کره‌جنوبی و افزایش سرمایه‌گذاری در صنعت کشتی‌سازی داخلی، به‌ویژه بخش تخصصی زیردریایی‌ها، برتری خود را حفظ کند.

چین بزرگ‌ترین نیروی دریایی جهان است. چین اکنون با برخورداری از ۲۳۴ شناور رزمی در برابر ۲۱۹ فروند نیروی دریایی آمریکا، بزرگ‌ترین نیروی دریایی جهان را در اختیار دارد. این شمار شامل کلیه کشتی‌ها و زیردریایی‌های شناخته‌شده فعال مجهز به موشک یا اژدر با تناژ بیش از هزار تن است، از جمله ۲۲ کوروت موشک‌اندازی که اخیراً به گارد ساحلی چین منتقل شده‌اند. شمار رایج ۲۹۰ فروندی که برای ناوگان آمریکا ذکر می‌شود، شامل شناورهای پشتیبانی و لجستیکی نیز هست؛ شناورهایی که آمریکا ۱۲۶ فروند و چین ۱۶۷ فروند از آن‌ها دارد.

این برتری عددی مزیت بزرگ زمان جنگ را فراهم می‌کند. یکی از مطالعات اخیر نشان داد که در ۲۵ مورد از ۲۸ جنگ تاریخی، ناوگان بزرگ‌تر پیروز بوده است. چین نیز مانند آن نمونه‌های تاریخی، توان تحمل تلفات بیشتر و ادامه جنگ را دارد. در یک مجموعه از بازی‌های جنگی اخیر، چین ۵۲ شناور سطحی بزرگ از دست داد، در حالی که آمریکا بین ۷ تا ۲۰ فروند را از دست داد. با وجود چنین تلفات سنگینی، چین همچنان شمار بیشتری شناور سطحی نسبت به آمریکا در اختیار داشت و قادر بود نبرد را ادامه دهد.

آمریکا همچنان در حوزه رزم‌ناوها و ناوشکن‌ها مزیت دارد. ناوشکن‌ها به دلیل توان چندمنظوره، سرعت و برد عملیاتی، ستون فقرات ناوگان مدرن هستند. ۷۳ ناوشکن آمریکایی امکان اعمال کنترل دریایی و قدرت‌نمایی بیشتری به آمریکا می‌دهد، درحالی‌که چین ۴۲ ناوشکن دارد. بااین‌حال چین فاصله را کاهش داده و تعداد ناوشکن‌های خود را از ۲۰ فروند در سال ۲۰۰۳ به ۴۲ فروند در ۲۰۲۳ رسانده است. همچنین چین از سال ۲۰۱۷ تاکنون ۸ رزم‌ناو جدید به آب انداخته، در حالی که آمریکا از ۲۰۱۶ به این سو هیچ رزم‌ناوی به آب ننداخته است.

برتری آمریکا در شناورهای بزرگ شاید نگاه‌ها را از مزیت چین در فریگیت‌ها و کوروت‌ها منحرف کند. این شناورهای کوچک‌تر در جنگ جهانی دوم نقش کلیدی داشتند و در جنگی مدرن نیز می‌توانند ماموریت‌های مشابه یا جدیدی داشته باشند. نیروی دریایی آمریکا نیز اخیراً اعلام کرده که احتمالاً در ناوشکن‌ها و رزم‌ناوهای بزرگ بیش‌ازحد سرمایه‌گذاری کرده و باید تولید فریگیت‌ها را تسریع کند. هم آمریکا و هم چین همچنین در حال توسعه شناورهای سطحی و زیردریایی کوچک‌تر بدون‌سرنشین هستند.

متحدان آمریکا می‌توانند این برتری عددی چین را جبران کنند. نیروی دریایی ژاپن ۴ رزم‌ناو، ۳۴ ناوشکن، ۱۰ فریگیت و ۴ ناوهواپیمابر هلیکوپتری دارد که دو فروند آن قابلیت به‌کارگیری F-35 را خواهند داشت. نیروی دریایی کره‌جنوبی نیز ۳ رزم‌ناو، ۶ ناوشکن، ۱۶ فریگیت و ۵ کوروت دارد. اگر هر یک از این نیروها در کنار آمریکا وارد جنگ شوند، برتری عددی چین از بین می‌رود. اما میزان هماهنگی عملیاتی و اراده سیاسی این کشورها موضوعی است که در اختیار برنامه‌ریزان آمریکایی نیست.

کشتی‌های چین جدیدترند و صنعت کشتی‌سازی این کشور بسیار پربازده‌تر است. حدود ۷۰ درصد ناوهای چین پس از ۲۰۱۰ به آب انداخته شده‌اند، درحالی‌که این نسبت برای آمریکا تنها ۲۵ درصد است. چین ده‌ها مجتمع عظیم کشتی‌سازی دارد که از بزرگ‌ترین کشتی‌سازی‌های آمریکا نیز بزرگ‌تر و پربازده‌ترند. برآوردی نشان می‌دهد که ظرفیت کشتی‌سازی چین ۲۳۰ برابر ظرفیت آمریکا است. این موضوع در یک جنگ طولانی اهمیت تعیین‌کننده دارد، زیرا چین قادر خواهد بود کشتی‌های آسیب‌دیده را بسیار سریع‌تر تعمیر یا جایگزین کند.

ایالات متحده احتمالاً با موانع دشوار برای افزایش ملموس تولید کشتی در دهه آینده روبه‌رو است، اما می‌تواند با تکیه بر ظرفیت ژاپن و کره‌جنوبی بخشی از شکاف را کاهش دهد. آمریکا قصد دارد از ۲۰۲۵ تعمیر بخشی از ناوهای خود را در کشتی‌سازی‌های خارجی انجام دهد، اما تولید شناورهای نظامی در خارج در آمریکا با محدودیت‌های قانونی روبه‌رو است. راه‌حل بلندمدت، یک راهبرد صنعتی گسترده و بلندمدت برای حمایت از کل بخش کشتی‌سازی است.

این ظرفیت عظیم نشان می‌دهد که تا هنگامی که اقتصاد و نیروی انسانی چین توان ادامه داشته باشد و رهبری حزب کمونیست آن را اولویت بداند، گسترش PLAN ادامه خواهد یافت. اندازه نهایی ناوگان چین مشخص نیست، زیرا برخلاف آمریکا، چین برنامه ساخت ناوگان خود را علنی نمی‌کند.

چین می‌تواند تا سال ۲۰۲۷ از نظر توان تیراندازی موشکی نیز از آمریکا پیشی بگیرد. آمریکا اکنون حدود ۹۹۰۰ سلول پرتاب عمودی (VLS) دارد و چین حدود ۴۲۰۰ سلول. اما این شکاف به‌سرعت در حال کاهش است. در سال ۲۰۰۴ آمریکا ۲۲۲ برابر چین سلول پرتاب داشت، اما اکنون این نسبت کمتر از ۳ برابر شده است. اگر روند فعلی ادامه یابد، چین تا ۲۰۲۷ از آمریکا پیشی خواهد گرفت. این بدان معناست که چین قادر خواهد بود موشک‌های بیشتری در هر شلیک عمده روانه کند.

آمریکا می‌تواند از طریق سرمایه‌گذاری بر سامانه‌های بدون‌سرنشین، افزایش سامانه‌های زمینی در مناطق کلیدی، اصلاح راهکارهای بارگیری مجدد VLS در دریا و توسعه موشک‌های پیشرفته مانند موشک‌های ضدکشتی دوربرد یا تسلیحات هایپرسونیک، مزیت خود را حفظ کند.

برتری آمریکا به ناوهای هواپیمابر وابسته است. برخی تحلیلگران معتقدند برتری عددی چین با مزیت تناژ آمریکا جبران می‌شود، زیرا ناوهای بزرگ‌تر برد و ظرفیت بیشتری دارند. اما ارزش ناوهای هواپیمابر در جنگ دریایی مدرن محل بحث است. اگر نقش ناوها محدود شود، بخش اعظم برتری تناژی آمریکا نیز بی‌اثر می‌شود.

زیردریایی‌های آمریکا همچنان بی‌رقیب‌اند. آمریکا ۶۶ زیردریایی هسته‌ای دارد و چین تنها ۱۲ فروند. زیردریایی‌های هسته‌ای از نظر برد، پنهان‌کاری و قدرت تهاجمی بسیار برترند. زیردریایی‌های آمریکا نیز در مجموع ۱۱۶۸ سلول VLS دارند، درحالی‌که چین هنوز زیردریایی مجهز به VLS ندارد. بااین‌حال ظرفیت تولید زیردریایی چین رو به رشد است و یک گزارش وزارت دفاع آمریکا پیش‌بینی کرده چین تا ۲۰۳۵ ناوگان زیردریایی خود را به ۸۰ فروند برساند.

حفظ این برتری برای آمریکا حیاتی است، اما صنعت زیردریایی‌سازی آمریکا با کمبود نیرو، قیمت بالای مواد و محدودیت ظرفیت روبه‌رو است و به همین دلیل نخستین درخواست بودجه افزوده نیروی دریایی در سال ۲۰۲۵ مربوط به بخش صنعتی زیردریایی‌ها بوده است.

همه این‌ها به معنای شکست قطعی آمریکا در جنگ احتمالی نیست. جنگ پیچیده‌تر از آن است که بر پایه داده‌های سخت‌افزاری پیش‌بینی شود. آمریکا تجربه عملیاتی و سنت دریایی طولانی‌تری دارد. جنگ احتمالی نیز یک جنگ مشترک چندبعدی در هوا، زمین، فضا و سایبر خواهد بود. افزون بر این، آمریکا از مزیت اتحادهای گسترده، قدرت اقتصادی و نفوذ نرم نیز بهره می‌برد.

بااین‌حال روندها نگران‌کننده است. نیروی دریایی آمریکا برای نخستین بار پس از نیم قرن با احتمال رو‌به‌رشد شکست در دریا روبه‌رو است و چین در حال تبدیل شدن به نخستین رقیب واقعی آمریکا پس از فروپاشی شوروی است. قدرت دریایی فزاینده چین به این کشور امکان داده در پاسیفیک رفتاری تهاجمی‌تر در برابر متحدان آمریکا نشان دهد. اگر ایالات متحده روند افول نسبی خود را متوقف نکند، جهان با آینده‌ای خطرناک‌تر و نامطمئن‌تر مواجه خواهد شد.

منبع: csis

این مقاله را به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *