در اواخر ماه مه، ژانگ نینگ، بنیانگذار شرکت آمریکایی TopEdit که خدمات ویرایش مقالات و نشریات علمی ارائه میدهد، از تحولی نگرانکننده مطلع شد.
به گزارش ساوت چاینا مورنینگ پست، کنگره آمریکا در حال بررسی طرحی بود که بر اساس آن، مؤسسات پژوهشی آمریکایی از همکاری با برخی نهادهای چینی در قالب پروژههایی که از بودجه فدرال استفاده میکنند، منع شوند.
واکنش اولیه ژانگ صریح و بیپرده بود: این مضحک است. حتی اگر این طرح قانونی در نهایت به تصویب نرسد، این احساس را ایجاد میکند که جهان هر روز بیش از پیش غیرمنطقی میشود.
بر اساس گزارشی که مجله ساینس در ۲۷ مه منتشر کرد، طرح قانونی مورد بحث با عنوان «قانون حفاظت از نوآوری و پژوهش در برابر رقبا» دانشمندان آمریکایی را از استفاده از بودجه فدرال برای «ورود به، حمایت از یا انجام هرگونه همکاری پژوهشی» با پژوهشگران چینی «مرتبط با» نهادهای قرارگرفته در فهرستهای تحریمی دولت آمریکا منع میکند.
ژانگ در ایالت مریلند زندگی میکند؛ ایالتی که میزبان «مؤسسه ملی سلامت آمریکا»، یکی از معتبرترین و پیشروترین مراکز پژوهشی جهان در حوزه علوم زیستپزشکی و بهداشت عمومی، است.
وقتی ژانگ یک دهه پیش به مریلند آمد، برآورد میشد که حدود دو هزار پژوهشگر چینی، عمدتاً پژوهشگران پسادکتری و محققان مدعو در مؤسسه ملی سلامت آمریکا (NIH) فعالیت میکردند. اما طی هشت سال گذشته، همزمان با تشدید نظارتهای واشنگتن، شمار این پژوهشگران بهتدریج کاهش یافته است.
همکاریهای علمی میان چین و آمریکا در سالهای اخیر به پایینترین سطح تاریخی خود رسیده است. در حوزههای پیشرفتهای که مستقیماً با امنیت ملی گره خوردهاند از جمله هوش مصنوعی، فناوری کوانتومی و نیمهرساناها، دو ابرقدرت درگیر رقابتی شدید بر سر برتری فناوری هستند.
در همین حال، سازوکارهای سختگیرانهتر نظارتی آمریکا، دانشمندان چینیتبار را از نظر دریافت بودجههای پژوهشی و تعاملات علمی بینالمللی تحت نظارت شدید قرار داده و فشارهای گستردهای برای رعایت الزامات قانونی و همچنین عدم اطمینان عمیقی نسبت به آینده همکاریهای دوجانبه ایجاد کرده است.
امسال دویستوپنجاهمین سالگرد تأسیس ایالات متحده است و با وجود این چالشهای بیسابقه، بسیاری از پژوهشگران معتقدند که نظامهای علمی دو کشور همچنان بهطور عمیقی به یکدیگر گره خوردهاند؛ رابطهای که بیش از آنکه صرفاً رقابتی باشد، بر پایه وابستگی متقابل شکل گرفته است.
بیش از ۳۰ درصد از پژوهشهای بینالمللی پرارجاع و تأثیرگذار آمریکا با مشارکت دانشمندان چینی انجام میشود؛ موضوعی که مجمع جهانی اقتصاد در گزارشی در سال گذشته آن را «گواهی بر عمق و بهرهوری این همکاری» توصیف کرده است.
دینگ شنگ، بنیانگذار و رئیس دانشکده علوم دارویی دانشگاه شینهوا و مدیر «مؤسسه جهانی کشف دارو برای سلامت» (GHDDI) در پکن، گفت: «در عمل، جدایی کامل بسیار دشوار است، بهویژه در بخش سلامت که تمام زنجیره، از تحقیقات پایه علمی گرفته تا کاربردهای فناورانه در مراحل پاییندستی را در بر میگیرد.»
او افزود که با وجود اقدامات سیاسی مقطعی آمریکا علیه آنچه تهدید زیستفناوری چین تلقی میشود، همکاری میان دانشگاهها و صنعت در این حوزه هرگز بهطور واقعی متوقف نشده است.
برای نمونه، سفیر چین در آمریکا، با رئیس و مدیرعامل انجمن علوم زیستی بیوکام کالیفرنیا، یکی از بزرگترین انجمنهای فعال در حوزه علوم زیستی دیدار و درباره همکاریهای دوجانبه در صنعت زیستدارویی، بهویژه میان شرکتهای کوچک و متوسط، تبادل نظر کرد.
پژوهشگران در گزارشی که ژوئن سال گذشته توسط «مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی» (CSIS)، منتشر شد، تأکید کردند که همکاریهای علمی میان آمریکا و چین بیش از ۴۵ سال سابقه دارد و «برای هر دو کشور و همچنین برای سایر نقاط جهان، مزایای چشمگیری به همراه داشته است.»
آنها تأکید کردند که اگرچه زمانی چین عمدتاً بهعنوان منبعی برای جذب دانشجویان یا محلی برای انجام پژوهشهای میدانی شناخته میشد، اما اکنون تبادل دانش بهطور برابر در هر دو جهت جریان دارد.
پژوهشگران در این گزارش نوشتند: «اگر ایالات متحده میخواهد همچنان در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، علوم زیستی، پزشکی، اقلیمشناسی، فیزیک، شیمی و سایر رشتههای علمی پیشتاز باقی بماند، همکاری با همتایان چینی میتواند روند پیشرفت را تسریع کند.»
لی یانگ، زمینشناس و دانشیار دانشکده علوم زمین و فضا در دانشگاه پکن که در زمینه مواد معدنی راهبردی مانند عناصر خاکی کمیاب و طلا پژوهش میکند، همکاری نزدیکی با محققانی از آمریکا، کانادا و اروپا دارد.
او اخیراً برای پیوستن به یک گروه پژوهشی بینالمللی با هدف مطالعه چشمههای زمینگرمایی پارک ملی یلوستون دعوت شده است؛ پروژهای که با هدف توسعه روشهای اکتشاف منابع گرمای زیرزمینی و فلزات ارزشمند موجود در چنین محیطهایی انجام میشود.
لی گفت در حوزههایی مانند عناصر خاکی کمیاب، که چین در زمینه منابع، فرآوری و تولیدات پیشرفته فناوری از جایگاه پیشرو برخوردار است، تبادلات علمی بینالمللی فرصت مهمی را برای پژوهشگران سراسر جهان فراهم میکند تا همگام با تازهترین دستاوردهای علمی و فناوری حرکت کنند.
لی یانگ گفت: «همکاری همواره یک بازی برد-برد است. در علم، زمانی که هر طرف دانش و تخصص خود را به اشتراک میگذارد، دستاوردهای حاصل به بخشی از سرمایه مشترک دانش بشری تبدیل میشود. در ادامه نیز صنعت میتواند بر پایه این کشفیات، ارزش اقتصادی ایجاد کند.»
ژانگ، بنیانگذار شرکت TopEdit، نیز با این دیدگاه موافق است و میگوید: «چین و آمریکا هر یک در حوزه پژوهشهای علمی از مزیتهای منحصربهفردی برخوردارند و بسیاری از این مزیتها مکمل یکدیگر هستند.»
به گفته ژانگ، یکی از مهمترین نقاط قوت چین، برخورداری از ذخیره عظیم نیروی انسانی متخصص است.
برای مثال، با کاهش علاقه به رشته زیستشناسی در آمریکا، بخش قابلتوجهی از تحقیقات این حوزه توسط پژوهشگران چینی پیش برده شده است. در مقابل، بسیاری از این پژوهشگران پس از بازگشت به چین، به توسعه و ارتقای این حوزه علمی در کشور خود کمک میکنند.
برای بیش از دو دهه، چین مهمترین منبع تأمین پژوهشگران خارجی برای جامعه علمی آمریکا بوده است.
دادههای رسمی نشان میدهد که دانشگاههای آمریکا در سالهای اخیر بهطور مستمر سالانه حدود ۶ هزار مدرک دکتری به دانشجویان چینی اعطا کردهاند؛ آماری که این گروه را به بزرگترین جامعه دانشجویان بینالمللی مقطع دکتری در ایالات متحده تبدیل کرده است.
با کاهش تعداد پژوهشگران چینیتبار در آمریکا، در نهایت هر دو کشور با کمبود نیروی انسانی متخصص و پژوهشگر مواجه خواهند شد.
بخش زیستپزشکی نمونهای روشن از وابستگی متقابل عمیق میان دو کشور است.
آمریکا تا حد زیادی برای انجام کارآزماییهای بالینی، تأمین مواد مؤثره دارویی (API) و تولید مقرونبهصرفه دارو به چین وابسته است. در مقابل، چین برای تجاریسازی نوآوریهای خود به سرمایه آمریکایی، دسترسی به بازارهای جهانی و تحقیقات پایه پیشرفتهای که در آمریکا انجام میشود، نیاز دارد.
با وجود سالها تلاش برای متنوعسازی زنجیره تأمین، آمریکا همچنان وابستگی قابلتوجهی به مواد مؤثره دارویی تولیدشده در چین دارد؛ بهگونهای که حدود ۱۳ درصد از تأسیسات تولید مواد مؤثره دارویی ثبتشده نزد سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) در سراسر جهان در چین قرار دارند.
پس از سالها همکاری و توسعه مبتنی بر سازوکار بازار، اکنون یک اکوسیستم عمیقاً بههمپیوسته میان دو کشور شکل گرفته است.

اگر چین عرضه مواد مؤثره دارویی (API) و سایر خدمات تولید قراردادی را متوقف کند، آمریکا ناتوان نخواهد شد، اما بازسازی این خطوط تولید و زنجیرههای ارزش به زمان قابلتوجهی نیاز خواهد داشت و کارایی آن نیز بهمراتب پایینتر خواهد بود.
چین همچنین به یکی از منابع مهم نوآوری در حوزه پزشکی پیشرفته تبدیل شده است.

شرکتهای داروسازی چینی در سال ۲۰۲۴ امتیاز بهرهبرداری (Out-licensing) حدود ۹۴ مولکول دارویی را به شرکتهای خارجی واگذار کردند؛ این رقم در سال ۲۰۲۵ به رکورد ۱۵۷ مولکول رسید که بسیاری از آنها توسط غولهای داروسازی آمریکایی مانند Merck و Bristol Myers Squibb خریداری شدند.
مزیت چین در سرعت عمل و مقرونبهصرفه بودن تولید نمونههای دارویی و اجرای کارآزماییهای بالینی است.
پس از آنکه پژوهشگران آمریکایی تحقیقات پایه را منتشر میکنند، همتایان چینی با سرعت آن را به محصولات اولیه قابلآزمایش تبدیل میکنند.
با این حال، این رابطه دوطرفه است.
توانایی چین در توسعه نسل دوم و سوم داروهای نوآورانه، تا حد زیادی از پژوهشهای اکتشافی و اعتبارسنجی اولیهای که توسط محققان آمریکایی انجام شده، بهره برده است.
در عین حال، اگر سرمایهگذاریهای آمریکایی و فرصتهای واگذاری یا خرید شرکتها توسط طرف آمریکایی وجود نداشت، بسیاری از شرکتهای زیستفناوری چین با دشواریهای بسیار بیشتری برای بقا و توسعه مواجه میشدند.
برخلاف صنعت نیمهرسانا که به سرمایهگذاریهای سنگین و زیرساختهای گسترده وابسته است، زیستفناوری صنعتی علممحور، نسبتاً کمدارایی و بهشدت متکی بر نیروی انسانی متخصص است و بخش عمده دانش مرزی آن نیز در حوزه عمومی در دسترس قرار دارد.
پیش از برقراری روابط رسمی دیپلماتیک میان واشنگتن و پکن در سال ۱۹۷۹، تعاملات دو کشور تقریباً وجود نداشت و بیاعتمادی عمیقی میان آنها حاکم بود.
در آن زمان، همکاریهای علمی بهعنوان ابزاری راهبردی برای شکستن یخ روابط و ایجاد ارتباط میان دو کشور در نظر گرفته شد. در ۳۱ ژانویه ۱۹۷۹، جیمی کارتر، رئیسجمهور آمریکا، و دنگ شیائوپینگ، رهبر چین، توافقنامه تاریخی همکاریهای علمی و فناوری را امضا کردند.
در دهههای بعد، این توافق زمینهساز دستاوردهای مشترک فراوانی در حوزههای دانشگاهی و صنعتی شد.
از جمله این دستاوردها میتوان به همکاری در چارچوب توافق سال ۱۹۹۸ درباره استفاده صلحآمیز از فناوریهای هستهای اشاره کرد که موجب ارتقای استانداردهای ایمنی صنعت هستهای چین شد و زمینه موفقیت تجاری شرکتهای هستهای آمریکایی فعال در بازار چین را فراهم کرد.
در حوزههای حساسی مانند بهداشت عمومی، اقیانوسشناسی و علوم اقلیمی نیز همکاری نزدیک دو کشور سالها امکان تبادل دادههای حیاتی و هماهنگی در واکنشهای جهانی را فراهم کرده است.
فراتر از توافقها و چارچوبهای رسمی، این تاریخ مشترک با تلاش دانشمندانی شکل گرفته که مرزهای ملی را پشت سر گذاشتهاند.
جیمز واتسون، برنده جایزه نوبل و یکی از کاشفان ساختار مارپیچ دوگانه DNA، از نخستین دانشمندان آمریکایی بود که پس از آغاز بهبود روابط دو کشور در دهه ۱۹۷۰ به چین سفر کرد.
واتسون از دهه ۱۹۸۰ بهطور بیسروصدا در پایهگذاری زیرساختهای علمی رشد علوم زیستی در چین نقش داشت. او برای پژوهشگران چینی که در آن زمان در انزوا فعالیت میکردند، کتاب، مجلات علمی و سویههای باکتریایی ارسال میکرد.
وی همچنین درهای آزمایشگاه Cold Spring Harbor را که مدیریت و ریاست آن را برعهده داشت، به روی پژوهشگران چینی گشود؛ فرصتی که در آن دوران بسیار نادر بود.
در مقابل، دانشمندان چینیتبار نیز تأثیر ماندگاری بر نظام پژوهشی آمریکا گذاشتهاند. چیان شوئهسن، مهندس هوافضای متولد شانگهای، از بنیانگذاران آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا (JPL) بود و نظریههای بنیادی توسعه اولیه موشکها و راکتهای آمریکا را تدوین کرد.
با این حال، از زمانی که واشنگتن بهطور فزایندهای پکن را بهعنوان یک رقیب راهبردی تعریف کرده است، همکاریهای علمی وارد دورهای پرتنش شده است.
نماد این تنش، برنامه بحثبرانگیز «ابتکار چین» بود که در سال ۲۰۱۸ با هدف مقابله با آنچه جاسوسی اقتصادی چین عنوان میشد، راهاندازی شد.
این برنامه که به دلیل هدف قرار دادن ناعادلانه پژوهشگران چینیتبار و آمریکاییهای چینیتبار بهشدت مورد انتقاد قرار گرفت، حتی پس از لغو رسمی آن در سال ۲۰۲۲ نیز همچنان اثر بازدارنده خود را حفظ کرده است.
حتی حوزههایی که ارتباط مستقیمی با رقابتهای فناوری نداشتند نیز به عرصه تقابل سیاسی تبدیل شدند. برای نمونه، یک پژوهشگر چینی در دانشگاه میشیگان به اتهام وارد کردن غیرقانونی یک عامل بیماریزای گیاهی بازداشت شد؛ پروندهای که بسیاری از دانشگاهیان آن را بیش از حد سیاسیشده توصیف کردند.
در چنین فضایی، روند «بازگشت نخبگان» به چین شتاب گرفته است. شمار فزایندهای از دانشمندان برجسته، آمریکا را ترک کرده و به چین بازمیگردند.
بسیاری از آنان کاهش بودجههای پژوهشی، فضای سیاسی نامساعد و ملاحظات خانوادگی را از مهمترین دلایل این تصمیم عنوان میکنند؛ روندی که در حال تغییر چشمانداز پژوهشهای علمی در جهان است.
با وجود این، برخی دانشمندان معتقدند که علم فراتر از رقابتهای ملی قرار دارد.
علم یک تلاش مشترک برای تمام بشریت است؛ عرصهای که به همکاری جمعی نیاز دارد و جستوجویی بیپایان محسوب میشود.
در یک دنیای ایدهآل، باید همه ظرفیتهای فکری بشریت را برای پاسخ به بنیادیترین پرسشهای پیش روی انسان، از رازهای حیات گرفته تا چالشهای سالمندی، بیماری و مرگ، بسیج کرد.
منبع: scmp




دیدگاهها و نظرات تحلیلی 0
دیدگاههای شما پس از بررسی تیم اندیشکده چیننگار منتشر خواهد شد.
برای ارسال دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید
جهت حفظ کیفیت گفتگوهای تحلیلی و تخصصی، ارسال دیدگاه منحصراً برای اعضای محترم اندیشکده چیننگار امکانپذیر است. ورود سریع و بیدرنگ با شماره همراه فراهم است.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
شما نخستین فردی باشید که دیدگاه یا تحلیل خود را درباره این مطلب بیان میکند.